تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٣
چيزى نمىفهمند».
اما در مورد تطبيق اين كلمه، همان گونه كه در تفسير آيه بيان كرديم، قرآن به طور سر بسته از آن گذشته، گوئى بنا بر اجمال و ابهام بوده، تنها وصفى كه براى آن ذكر كرده اين است كه: با مردم سخن مىگويد، و افراد بى ايمان را اجمالا مشخص مىكند.
ولى در روايات اسلامى و سخنان مفسرين، بحثهاى زيادى در اين زمينه ديده مىشود كه در يك جمع بندى مىتوان آن را در دو تفسير خلاصه كرد:
١- گروهى آن را يك موجود جاندار و جنبنده غير عادى از غير جنس انسان با شكلى عجيب دانستهاند، و براى آن عجائبى نقل كردهاند كه: شبيه خارق عادات و معجزات انبياء است.
اين جنبنده، در آخر الزّمان ظاهر مىشود، از كفر و ايمان سخن مىگويد، منافقين را رسوا مىسازد و بر آنها علامت مىنهد.
٢- جمعى ديگر به پيروى از روايات متعددى كه در اين زمينه وارد شده او را يك انسان مىدانند، يك انسان فوق العاده، يك انسان متحرك و جنبنده و فعال كه يكى از كارهاى اصليش جدا ساختن صفوف مسلمين از منافقين و علامتگذارى آنها است.
حتى از پارهاى از روايات استفاده مىشود كه: عصاى موسى عليه السلام و خاتم سليمان عليه السلام با او است، و مىدانيم: عصاى موسى عليه السلام، رمز قدرت و اعجاز، و خاتم سليمان عليه السلام، رمز حكومت و سلطه الهى است، و به اين ترتيب، او يك انسان قدرتمند و افشاگر است!
در حديثى از «حذيفه» از پيامبر صلى الله عليه و آله در توصيف «دابّة الأرض» چنين آمده است: لا يُدْرِكُها طالِبٌ وَ لا يَفُوتُها هارِبٌ فَتَسِمُ الْمُؤْمِنَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ، وَ تَكْتُبُ