تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٣
درست است كه خداوند از همه چيز آگاه است، ولى به هنگام طرح شكايت و به عنوان مقدمه، براى تقاضاى بعدى، اين سخن را مطرح مىكند.
قابل توجه اين كه: نوح عليه السلام از مصائبى كه بر شخص او گذشته، اظهار ناراحتى نمىكند، بلكه تنها از اين ناراحت است كه او را تكذيب كردهاند و پيام الهى را نپذيرفتهاند.
***
پس از آن عرض مىكند: اكنون كه هيچ راهى براى هدايت اين گروه باقى نمانده «ميان من و اينها جدائى بيفكن» و ميان ما خودت داورى كن «فَافْتَحْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ فَتْحاً».
«فتح» در اصل- همانگونه كه ارباب لغت گفتهاند- به معنى گشودن و از بين بردن بستگى است، و آن دو گونه است:
گاهى جنبه حسى دارد، مانند فَتْحُ البابِ: «گشودن در» و گاه جنبه معنوى دارد مانند: فَتْحُ الهَمِّ: «گشودن غم و از بين بردن اندوه».
وَ فَتْحُ الْمُسْتَغْلَقِ مِنَ الْعُلُومِ: «به معنى گشودن رازهاى دانش» و فَتْحُ الْقَضِيَّةِ: «به معنى داورى كردن و پايان دادن به نزاع و دعوا است».
سپس اضافه مىكند: «و من و مؤمنانى را كه با من هستند نجات ده» «وَ نَجِّنِي وَ مَنْ مَعِيَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ».
***
در اينجا رحمت الهى به يارى نوح آمد و مجازات دردناكش به سراغ تكذيب كنندگان، چنان كه مىفرمايد: «ما او و تمام كسانى را كه با او همراه بودند در كشتى كه مملو از انسان و انواع حيوانات بود رهائى بخشيديم» «فَأَنْجَيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ».