تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٢
نيست و دوشادوش آن، همه جا پيش مىرود، و جمله «يَهْدِينِ» كه به صورت «فعل مضارع» آمده است، دليل روشنى بر استمرار هدايت و نياز انسان به او در تمام عمر است.
گوئى ابراهيم عليه السلام با اين سخن، بيانگر اين حقيقت است كه: من از لحظه خلقتم، هميشه با او بودهام و در همه حال با او هستم، حضور او را در زندگى خود احساس مىكنم، او دوستى است كه: رشتهاى در گردنم افكنده و مىبرد هر جا كه خاطر خواه او است!
***
پس از بيان نخستين مرحله ربوبيت، يعنى هدايت بعد از آفرينش، به نعمتهاى مادى پرداخته، مىگويد: «او كسى است كه مرا غذا مىدهد و سيراب مىكند» «وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ».
آرى من همه نعمتها را از او مىبينم، پوست و گوشت من، آب و غذاى من، همه از بركات او است.
***
نه تنها در حالت صحت و تندرستىام مشمول نعمتهاى اويم، كه «هنگام بيمارىام نيز او مرا شفا مىدهد» «وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ».
با اين كه: بيمارى نيز گاهى از ناحيه او است، اما براى رعايت ادب در سخن آن را به خود نسبت مىدهد.
***
آن گاه، از مرحله زندگى دنيا پا را فراتر گذارده، به زندگى جاويدان در سراى آخرت مىپردازد، تا روشن سازد كه من همه جا بر سر خوان نعمت او نشستهام نه فقط در دنيا كه در آخرت نيز هم.