تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨١
قرآن آمده- بيانگر اين حقيقت است كه: در آستانه قيامت، دگرگونىهاى عظيم، انقلاب و تحول عجيب، سر تا سر عالم هستى را فرا مىگيرد، كوهها متلاشى شده و همچون غبار در فضا پخش مىگردد، خورشيد بى نور، و ستارگان بى فروغ مىشوند، حتى فاصله ماه و خورشيد از بين مىرود، و لرزه و زلزله عجيبى سراسر زمين را فرا مىگيرد.
آرى، در چنان روزى، متلاشى شدن آسمان، يعنى كرات آسمانى و پوشيده شدن صفحه آسمان از يك ابر غليظ، امرى طبيعى خواهد بود.
همين تفسير را به نحو ديگرى مىتوان بيان كرد:
شدت دگرگونىها و انفجارات كواكب و سيارات، سبب مىشود كه: آسمان از ابرى غليظ پوشيده شود، اما در لابلاى اين ابر، گاه شكافهائى وجود دارد، بنابراين آسمانى كه در حال عادى با چشم ديده مىشود، به وسيله اين ابرهاى عظيم انفجارى از هم جدا مىشود. «١»
تفسيرهاى ديگرى نيز براى اين آيه گفته شده است كه با اصول علمى و منطقى سازگار نيست و در عين حال تفسيرهاى سهگانه فوق منافاتى با هم ندارد.
ممكن است از يكسو، پردههاى جهان ماده از مقابل چشم انسان كنار برود و عالم ماوراء طبيعت را مشاهده كند، و از سوى ديگر، كرات آسمانى متلاشى شوند و ابرهاى انفجارى آشكار گردند، و در لابلاى آنها شكافهائى نمايان باشد، آن روز، روز پايان اين جهان و آغاز رستاخيز است، روز بسيار دردناكى است براى مجرمان بى ايمان و ستمكاران لجوج.
***
سپس به يكى از روشنترين مشخصات آن روز، پرداخته، مىگويد: