تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢
مخصوص، به صورت مارهاى كوچك و بزرگ به حركت در آمدند. «١»
آنها مخصوصاً بخشى از وسائل سحر خود را از عصاها انتخاب كرده بودند تا به پندارشان با عصاى موسى رقابت كنند و طنابها را هم بر آن افزوده بودند كه برترى خود را به ثبوت رسانند!
در اين هنگام غريو شادى از مردم برخاست، و برق اميد در چشمان فرعون و اطرافيانش درخشيدن گرفت، به گونهاى كه از خوشحالى در پوست نمىگنجيدند و از مشاهده اين صحنه لذت بخش به وجد و سرور آمده بودند!.
***
اما موسى چندان مهلت نداد كه اين وضع ادامه يابد، جلو آمد «و عصاى خود را افكند، ناگهان ثعبان و مار عظيمى شد و با سرعت شروع به بلعيدن وسائل دروغين ساحران كرد! و آنها را يكى بعد از ديگرى در كام خود فرو برد»! «فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ». «٢»
در اينجا نخست سكوت زود گذرى بر مردم حكم فرما شد، دهانها از تعجب بازماند چشمها از حركت ايستاد، گوئى در آنجا خشك شده بودند، ولى به زودى جاى اين سكوت را فريادهاى وحشتناك گرفت، گروهى پا به فرار گذاشتند، گروهى منتظر بودند پايان كار به كجا مىرسد، و جمعى بى هدف فرياد مىكشيدند و دهان ساحران از تعجب بازمانده بود.
***
در اين وقت، همه چيز عوض شد، ساحران كه تا آن لحظه در خط شيطنت