تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٨
در وحشت فرو مىروند، جز كسانى كه خدا بخواهد، و همگى با خضوع در پيشگاه او حاضر مىشوند» «وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ».
از مجموعه آيات قرآن استفاده مىشود كه: دو يا سه بار «نفخ صور» مىشود: يك بار در پايان دنيا و آستانه رستاخيز، كه وحشت همه را فرا مىگيرد.
بار دوم همگى با شنيدن آن، قالب تهى مىكنند و مىميرند (اين دو نفخه ممكن است يكى باشد).
بار سوم، به هنگام بعث و نشور و قيام قيامت است كه با نفخ صور همه مردگان به حيات بازمىگردند و زندگى نوينى را آغاز مىكنند.
در اين كه: آيه فوق، اشارهاى به نفخه اول و دوم است، يا نفخه سوم؟ ميان مفسران گفتگو است، «١» قرائنى در خود آيه و آيات بعد، بر هر دو نظر وجود دارد، بعضى نيز آن را اشاره به همه اين نفخهها دانستهاند.
ولى ظاهر آيه نشان مىدهد: اشاره به نفخه اولى است كه در پايان جهان صورت مىگيرد؛ زيرا «فزع» كه به معنى ترس و وحشتى است كه تمام قلب انسان را فرا مىگيرد، از آثار اين نفخه شمرده شده، و مىدانيم در نفخه قيامت ترس و وحشت به خاطر اعمال است و حساب و جزا، نه به خاطر تأثير نفخه.
به تعبير ديگر، ظاهر «فاء تفريع» در «فَفَزِعَ» اين است كه: اين فزع و وحشت ناشى از نفخه صور است و اين مخصوص نفخه اولى است؛ زيرا نفخه آخر نه تنها فزع آفرين نيست، بلكه مايه حيات، حركت و جنبش است و اگر