تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢
آموختيم». «١»
وَ كُلًّا آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً: «ما به هر يك از داود و سليمان مقام داورى و علم عطا كرديم». «٢»
بعضى نيز به قرينه آيات مورد بحث، كه از منطق طير (گفتار پرندگان) سخن مىگويد: اين علم را، علم گفتگوى با پرندگان دانستهاند.
و بعضى ديگر به قرينه آياتى كه از علم بافتن زره و مانند آن سخن مىگويد، خصوص اين علم را مورد توجه قرار دادهاند.
ولى روشن است «علم» در اينجا معنى گسترده و وسيعى دارد كه علم توحيد و اعتقادات مذهبى و قوانين دينى، و همچنين علم قضاوت، و تمام علومى را كه براى تشكيل چنان حكومت وسيع و نيرومندى لازم بوده است در برمىگيرد؛ زيرا تأسيس يك حكومت الهى، بر اساس عدل و داد، حكومتى آباد و آزاد، بدون بهرهگيرى از يك علم سرشار، امكان پذير نيست، و به اين ترتيب، قرآن مقام علم را در جامعه انسانى و در تشكيل حكومت، به عنوان نخستين سنگ زير بنا مشخص ساخته است.
و به دنبال اين جمله، از زبان «داود و سليمان» عليهما السلام چنين نقل مىكند: «و آنها گفتند: حمد و ستايش از آن خداوندى است كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمنش برترى بخشيد» «وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ».