تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠
تفسير:
ادعاهاى بزرگ
گفتيم: مشركان لجوج، براى فرار از زير بار تعهدات و مسئوليتهائى كه ايمان به خدا و رستاخيز بر دوش آنها مىگذارد، بهانههائى را مطرح مىكردند كه يكى از آنها اين بود: چرا پيامبر مثل ما نياز به غذا دارد؟ و در بازارها راه مىرود؟
كه پاسخ آن را در آيات قبل خوانديم.
آيات مورد بحث، دو قسمت ديگر از بهانههاى آنها را مطرح كرده، پاسخ مىگويد، نخست مىفرمايد:
«آنها كه اميدى به لقاى ما ندارند (و رستاخيز را انكار مىكنند)، مىگويند:
چرا فرشتگان بر ما نازل نمىشوند؟ و يا پروردگارمان را با چشم خود نمىبينيم» «وَ قالَ الَّذِينَ لايَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا».
به فرض كه ما بپذيريم پيامبر هم مىتواند همچون ما زندگى عادى داشته باشد، اما اين قابل قبول نيست كه: پيك وحى تنها بر او نازل شود، و ما او را نبينيم! چه مانعى دارد، فرشته آشكار شود، و بر نبوت او صحه بگذارد، و يا قسمتى از وحى را در حضور ما بازگو كند؟!
و يا خدا را با چشم ببينيم كه: جاى هيچ شك و شبههاى براى ما باقى نماند؟
اينها است كه براى ما سؤالانگيز است و اينها است كه مانع از پذيرش دعوت محمّد صلى الله عليه و آله مىشود!
مهم اين است كه: قرآن اين بهانهجويان را به عنوان «لايَرْجُونَ لِقائَنا» توصيف مىكند، كه نشان مىدهد: سرچشمه اين گفتارهاى بى اساس، عدم ايمان به آخرت، و عدم قبول مسئوليت در برابر خدا است.
در آيه ٧ سوره «حجر» نيز شبيه اين سخن را خوانديم كه آنها مىگفتند: لَوْ ما