تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٧
«اصحاب رس»، در پايان اين سخن بحث خواهيم كرد.
«قرون» جمع «قرن» در اصل، به معنى جمعيتى است كه در يك زمان با هم زندگى مىكنند، سپس به يك زمان طولانى (چهل سال يا يك صد سال نيز اطلاق شده است).
***
ولى ما هرگز آنها را غافلگيرانه مجازات نكرديم، بلكه «براى هر يك از آنها مثلها زديم» «وَ كُلًّا ضَرَبْنا لَهُ الأَمْثالَ».
به ايرادهاى آنها پاسخ گفتيم، همچون پاسخ ايرادهائى كه به تو مىكنند، احكام الهى را براى آنها روشن ساختيم، و حقايق دين را تبيين نموديم.
اخطار كرديم، انذار نموديم، سرنوشت و داستانهاى گذشتگان را براى آنها بازگو كرديم.
اما هنگامى كه هيچ يك از اينها سودى نداد «هر يك از آنها را در هم شكستيم و هلاك كرديم» «وَ كُلًّا تَبَّرْنا تَتْبِيراً». «١»
***
و سرانجام در آخرين آيه مورد بحث، اشاره به ويرانههاى شهرهاى «قوم لوط» مىكند كه: بر سر راه مردم «حجاز به شام» قرار گرفته، و تابلو زنده و گويائى از سرنوشت دردناك اين آلودگان و مشركان است، مىفرمايد: «آنها از كنار شهرى كه باران شرّ و بدبختى (بارانى از سنگهاى نابود كننده) بر سرشان ريخته شد گذشتند، آيا آنها (در سفرهايشان به شام) اين صحنه را نديدند و در زندگى آنها نينديشيدند»؟! «وَ لَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَ فَلَمْ