تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٧
تفسير:
نور ايمان در دل ملكه سبأ
در اين آيات، به صحنه ديگرى از ماجراى عبرتانگيز «سليمان» عليه السلام و «ملكه سبأ» برخورد مىكنيم.
سليمان براى اين كه ميزان عقل و درايت «ملكه سبأ» را بيازمايد، و نيز زمينهاى براى ايمان او به خداوند فراهم سازد، دستور داد: تخت او را كه حاضر ساخته بودند، دگرگون و ناشناس سازند «گفت: تخت او را برايش ناشناس سازيد ببينيم آيا هدايت مىشود يا از كسانى خواهد بود كه هدايت نمىيابند» «قالَ نَكِّرُوا لَها عَرْشَها نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ».
گرچه آمدن تخت ملكه از كشور «سبأ» به شام، كافى بود كه به آسانى نتواند آن را بشناسد، ولى با اين حال، سليمان دستور داد تغييراتى در آن نيز ايجاد كنند، اين تغييرات ممكن است از نظر جا به جا كردن بعضى از نشانهها و جواهرات و يا تغيير بعضى از رنگها و مانند آن بوده است.
اما اين سؤال پيش مىآيد كه هدف «سليمان» از آزمايش هوش و عقل و درايت ملكه سبأ چه بود؟
ممكن است آزمايش به اين منظور انجام شده كه: بداند با كدامين منطق بايد با او روبرو شود؟ و چگونه دليلى براى اثبات مبانى عقيدتى براى او بياورد.
و يا در نظر داشته پيشنهاد ازدواج به او كند، و مىخواسته است ببيند: آيا راستى شايستگى همسرى او را دارد يا نه؟
و يا واقعاً مىخواسته مسئوليتى بعد از ايمان آوردن به او بسپارد، بايد بداند تا چه اندازه استعداد پذيرش مسئوليتهائى را دارد.
براى جمله «أَ تَهْتَدِي» (آيا هدايت مىشود) نيز دو تفسير ذكر كردهاند: