تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١
مىشود كه بيشتر، با مردم بياميزد، و در اعماق زندگى آنها فرو برود، و رسالت خود را بهتر انجام دهد، اين ضررى ندارد بلكه كمك او است.
رابعاً: عظمت و شخصيت پيامبر صلى الله عليه و آله به گنج و گنجينه و به باغهاى خرم و سرسبز ميوه نيست، اين طرز تفكر انحرافى كفار است كه شخصيت و حتى قرب به خدا را در سرمايهدار بودن مىداند.
در حالى كه، پيامبران آمدهاند تا بگويند: اى انسان! ارزش وجود تو با اينها نيست، با علم و ايمان و تقواست.
خامساً: با چه معيارى او را «مسحور» و «مجنون» مىدانستند؟!
كسى كه عقلش به شهادت تاريخ زندگى، انقلاب بزرگ و بنيانگذارى تمدن اسلامى به وسيله او، فوقالعاده بود، چگونه مىتوان او را با اين برچسبهاى مسخره، متهم ساخت؟
مگر اين كه: بگوئيم بتشكنى كردن و كوركورانه دنبال نياكان نيفتادن دليل بر جنون است!
بنا بر آنچه گفتيم، روشن شد: «امثال» در اينجا،- به خصوص با قرائن موجود در آيه- به معنى سخنان سست و بى پايه است، و تعبير به «امثال» شايد به خاطر آن است كه: آن را در لباس حق و مثل و مانندِ دليل منطقى در آوردهاند، در حالى كه واقعاً چنين نيست. «١»