تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨
بعضى از مفسران در معنى «مُسَحَّرِين» احتمالات ديگرى دادهاند كه چندان مناسب نيست، لذا از آن صرف نظر كرديم.
***
به هر حال، اين گروه سركش، نه به خاطر حقطلبى كه به خاطر بهانه جوئى تقاضاى معجزه كردند، و بايد به آنها اتمام حجت مىشد، لذا، صالح به دستور خداوند «گفت: اين ناقهاى است كه براى او سهمى از آب قريه است، و براى شما سهم روز معينى» «قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ».
«ناقة» به معنى شتر ماده است، و قرآن درباره خصوصيات اين شتر كه وضع اعجاز آميزى داشته، سربسته سخن گفته، و ويژگىهاى آن را نشمرده است، ولى مىدانيم يك شتر عادى و معمولى نبوده است.
به گفته جمعى از مفسرين: اين «ناقه» به طرز معجزآسائى از دل كوه برآمد، و از ويژگىهاى آن اين بود كه يك روز آب آبادى را به خود تخصيص مىداد و مىنوشيد، چنان كه در آيه فوق، و آيه ٢٨ سوره «قمر» به آن اشاره شده است.
البته، خصوصيات ديگرى نيز در پارهاى از روايات درباره آن گفته شده است. «١»
***
به هر حال، صالح مأمور بود: به آنها اعلام كند: اين شتر عجيب و خارقالعاده را كه نشانهاى از قدرت بى پايان خدا است، به حال خود رها كنند، و دستور داد: «كمترين آزارى به آن نرسانيد كه اگر چنين كنيد عذاب روز عظيم شما را فرو خواهد گرفت» «وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ».