تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩١
***
٣- اما فلسفه رجعت
مهمترين سؤالى كه در برابر اين عقيده، مطرح مىشود اين است كه: هدف از «رجعت» قبل از رستاخيز عمومى انسانها چيست؟
با توجه به آنچه از روايات اسلامى استفاده مىشود اين موضوع جنبه همگانى ندارد، بلكه، اختصاص به مؤمنان صالحالعملى دارد كه در يك مرحله عالى از ايمان قرار دارند، و همچنين كفار و طاغيان ستمگرى كه در مرحله منحطّى از كفر و ظلم قرار دارند.
چنين به نظر مىرسد: بازگشت مجدد اين دو گروه به زندگى دنيا به منظور تكميل يك حلقه تكاملى گروه اول و چشيدن كيفر دنيوى گروه دوم است.
به تعبير ديگر، گروهى از مؤمنان خالص كه در مسير تكامل معنوى با موانع و عوائقى در زندگى خود روبرو شدهاند، و تكامل آنها ناتمام مانده است حكمت الهى ايجاب مىكند كه، سير تكاملى خود را از طريق بازگشت مجدد به اين جهان ادامه دهند، شاهد و ناظر حكومت جهانى حق و عدالت باشند و در بناى اين حكومت شركت جويند، چرا كه شركت در تشكيل چنين حكومتى از بزرگترين افتخارات است.
و به عكس، گروهى از منافقان و جباران سرسخت، علاوه بر كيفر خاص خود در رستاخيز بايد مجازاتهائى در اين جهان، نظير آنچه اقوام سركشى مانند فرعونيان و عاد و ثمود و قوم لوط ديدند، ببينند، و تنها راه آن رجعت است.
امام صادق عليه السلام در حديثى مىفرمايد: انَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ بِعامَّةٍ، وَ هِىَ خاصَّةٌ، لا يُرْجَعُ الَّا مِنْ مَحْضِ الأيْمانِ مَحْضاً، أَوْ مَحْضِ الشِّرْكِ مَحْضاً:
«رجعت عمومى نيست، بلكه جنبه خصوصى دارد، تنها گروهى بازگشت