تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧
١٢٧- من در برابر اين دعوت، هيچ اجر و پاداشى از شما نمىطلبم؛ اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است.
١٢٨- آيا شما بر هر مكان مرتفعى نشانهاى از روى هوا و هوس مىسازيد؟!
١٢٩- و قصرها و قلعههاى زيبا و محكم بنا مىكنيد شايد در دنيا جاودانه بمانيد؟!
١٣٠- و هنگامى كه كسى را مجازات مىكنيد همچون جباران كيفر مىدهيد!
١٣١- پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد!
١٣٢- و از (نافرمانى) خدائى بپرهيزيد كه شما را امداد كرده.
١٣٣- شما را به چهارپايان و نيز پسران امداد فرموده.
١٣٤- همچنين به باغها و چشمهها!
١٣٥- (اگر كفران كنيد،) من بر شما از عذاب روزى بزرگ مىترسم»!
تفسير:
جنايات و اعمال بى رويه قوم عاد
اكنون نوبت به قوم «عاد» و پيامبرشان «هود» عليه السلام مىرسد، چهارمين پيامبرى كه در اين سوره مطرح گرديده است، در اين آيات گوشهاى از زندگى و سرنوشت آنها و درسهاى عبرتى را كه در آن نهفته است، ضمن هيجده آيه بيان مىكند.
قوم «عاد»، چنان كه قبلًا هم گفتهايم، جمعيتى بودند كه در سرزمين «احقاف» در ناحيه «حضرموت»، از نواحى «يمن»، در جنوب جزيره «عربستان» زندگى داشتند.
«قوم سركش عاد- چنان كه قرآن مىگويد:- فرستادگان خدا را تكذيب