تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٠
«حُشِرَ» از ماده «حشر» (بر وزن نشر) به معنى بيرون ساختن جمعيت از قرارگاه و حركت دادن آنها به سوى ميدان مبارزه و مانند آن است، از اين تعبير و همچنين از تعبيرى كه در آيه بعد مىآيد استفاده مىشود كه: «سليمان» به سوى نقطهاى لشكركشى كرده بود، اما اين كداميك از لشكركشىهاى سليمان است؟ به درستى معلوم نيست.
بعضى از آيه بعد كه سخن از رسيدن سليمان به «وادى نمل» (سرزمين مورچگان) مىگويد، چنين استفاده كردهاند كه: منطقهاى بوده است در نزديكى طائف.
و بعضى گفتهاند: منطقهاى بوده است در نزديك شام.
ولى، چون بيان اين موضوع تأثيرى در جنبههاى اخلاقى و تربيتى آيه نداشته، سخنى از آن به ميان نيامده است.
ضمناً، اين بحث كه ميان جمعى از مفسران درگير شده كه: آيا همه انسانها، جنّ و پرندگان از لشكريان او بودهاند (بنابراين كلمه «مِن» بيانيه است) و يا اين كه قسمتى از آنها لشكر او را تشكيل مىدادهاند (در اين صورت «مِن» تبعيضيه است) تقريباً بحث زائدى به نظر مىرسد
زيرا بدون شك، سليمان بر كل روى زمين حكومت نداشت و قلمرو حكومتش منطقه شام، بيت المقدس و احتمالًا بعضى نواحى اطراف بود.
و حتى از آيات بعد استفاده مىشود: او هنوز سلطهاى بر سرزمين «يمن» پيدا نكرده بود و بعد از ماجراى «هدهد» و تسليم ملكه سبأ بر آنجا تسلط يافت.
جمله «لا أَرَى الْهُدْهُد» در آيات بعد نشان مىدهد: در ميان پرندگانى كه سر بر فرمان او بودند، يك هدهد وجود داشت كه وقتى سليمان آن را نديد جوياى حالش شد، اگر تمام پرندگان بودند و از جمله هزاران «هدهد»، اين تعبير صحيح