تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥١
انجام آن است و قدرت بر خلقت، دليل روشنى بر معاد محسوب مىشود.
و از اينجا پاسخ سؤالى كه بسيارى از مفسران مطرح كردهاند، معلوم مىشود و آن اين كه: مشركان كه مخاطب اين آيات هستند، غالباً عقيده به معاد (معاد جسمانى) نداشتند، با اين حال، چگونه ممكن است از آنها سؤال كنيم و اقرار بخواهيم؟
پاسخ اين كه: اين سؤال، توأم با دليلى است كه طرف را وادار به اقرار مىكند؛ زيرا همين كه معترف باشند: آغاز آفرينش از او است، و اين همه روزىها و مواهب از ناحيه او مىباشد، كافى است كه قبول كنند امكان بازگشت مجدد به زندگى در قيامت موجود است.
ضمناً، منظور از «رزق آسمان»، باران و نور آفتاب و مانند آن است، و منظور از «رزق زمين»، گياهان و مواد غذائى مختلفى است كه مستقيماً از زمين مىرويد يا به طور غير مستقيم از زمين نشأت مىگيرد، همچون دامها، همچنين معادن و مواد گوناگونى كه انسان در زندگى خود از آن بهره مىگيرد.
***
نكتهها:
١- مضطرى كه دعاى او به اجابت مىرسد كيست؟
گرچه خداوند دعاى همه را- هر گاه شرائطش جمع باشد- اجابت مىكند ولى در آيات فوق مخصوصاً روى عنوان «مضطر» تكيه شده است، به اين دليل كه يكى از شرائط اجابت دعا آن است كه: انسان چشم از عالم اسباب به كلى برگيرد و تمام قلب و روحش را در اختيار خدا قرار دهد، همه چيز را از آن او بداند و حل هر مشكلى را به دست او ببيند، و اين درك و ديد، در حال اضطرار دست مىدهد.