تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
از آيه ٨٢ سوره «هود» استفاده مىشود: نخست، شهرهاى قوم لوط زير و رو شدند، سپس بارانى از سنگريزه متراكم بر آنها فرود آمد، و چنان كه در تفسير همان آيه، گفتيم باران سنگ شايد براى اين بوده كه آثار آنها نيز محو گردد، تلى از سنگ و خاك به جاى آن شهرهاى آباد باقى بماند.
آيا اين سنگها بر اثر طوفان عظيم از بيابانها كنده شده، و بر سر آنها فرود آمد؟
يا از سنگهاى سر گردان آسمانى بود، كه به فرمان الهى در آنجا فرو ريختند؟
يا به گفته بعضى، آتشفشان خاموشى در آن نزديكى بود كه به فرمان خدا به خروش آمد و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريخت؟
دقيقاً معلوم نيست، مسلّم اين است كه: اين باران مرگبار، اثرى از حيات در آن سرزمين آلوده باقى نگذاشت. «١»
***
باز در پايان اين ماجرا به همان دو جملهاى مىرسيم كه: در پايان ماجراهاى مشابهش در اين سوره، درباره پنج پيامبر بزرگ ديگر آمده است، مىفرمايد:
«در ماجراى اين قوم ستمگر و ننگين، و عاقبت شوم و مرگبار آنها، آيت، نشانه و درس عبرتى است» «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً».
«اما اكثر آنها ايمان نياوردند» «وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ».
چه آيت و نشانهاى از اين روشنتر كه شما را به مسائل مهم و سرنوشت سازى آشنا مىكند، بى آن كه نياز به تجربه شخصى داشته باشيد.