تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧١
«آنها كسانى هستند كه: پيوسته مىگويند: پروردگارا عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان كه عذابش سخت، شديد و پر دوام است» «وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً».
***
«چرا كه جهنم بد جايگاه و بد محل اقامتى است» «إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرّاً وَ مُقاماً».
با اين كه: آنها شبها به ياد خدا هستند و به عبادتش مشغول، و روزها در مسير انجام وظيفه گام برمىدارند، باز هم قلوبشان مملوّ از ترس مسئوليتها است، همان ترسى كه عامل نيرومندى براى حركت به سوى انجام وظيفه بيشتر و بهتر است، همان ترسى كه به سان يك پليس نيرومند، از درون، انسان را كنترل مىكند، و بى آن كه مأمور و مراقبى داشته باشد، وظائف خود را به نحو احسن انجام مىدهد و در عين حال، خود را در پيشگاه خدا مقصر مىشمرد.
واژه «غرام» در اصل، به معنى مصيبت و ناراحتى شديدى است كه دست از سر انسان برندارد، و اگر به شخص طلبكار «غريم» «١»
گفته مىشود، به خاطر آن است كه: دائماً براى گرفتن حق خويش، ملازم انسان است، به عشق و علاقه سوزانى كه انسان را با اصرار، به دنبال كار يا چيزى مىفرستد نيز «غرام» گفته مىشود، اطلاق اين واژه بر جهنم، به خاطر آن است كه: عذابش شديد، پىگير و پر دوام است.
تفاوت «مستقر» و «مقام» شايد از اين نظر بوده باشد كه: دوزخ براى كافران جايگاه هميشگى (مقام) است، و براى مؤمنان مدتى قرارگاه (مستقر) مىباشد.
و به اين ترتيب، به هر دو گروهى كه وارد دوزخ مىشوند، اشاره شده است.