تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩
١٧٤- در اين (ماجراى قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آيتى است؛ اما بيشترشان مؤمن نبودند.
١٧٥- و پروردگار تو توانا و مهربان است!
تفسير:
سرانجام قوم لوط
قوم لوط كه سرگرم باده شهوت و غرور بودند، به جاى اين كه اندرزهاى اين رهبر الهى را با جان و دل پذيرا شوند، و خود را از منجلابى كه در آن غوطهور بودند رهائى بخشند، به مبارزه با او برخاستند، و «گفتند: اى لوط! بس است، خاموش باش، اگر از اين سخنان خوددارى نكنى از اخراج شوندگان اين شهر و ديار خواهى بود» «قالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ».
سخنان تو فكر ما را به هم مىريزد، و آرامش ما را به هم مىزند، ما حتى حاضر به شنيدن اين حرفها نيستيم، و اگر همچنان ادامه دهى، كمترين مجازات تو تبعيد از اين سرزمين است.
در جاى ديگر، از آيات قرآن مىخوانيم: اين تهديد را در آستانه عمل قرار دادند، و دستور دادند: «خاندان لوط را از شهر بيرون كنيد؛ چرا كه آنها افرادى پاكند و گناه نمىكنند»! (أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ انَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ). «١»
كار مردم گمراه و آلوده به جائى مىرسد كه پاكى و تقوا در ميان آنها بزرگترين عيب است، و ناپاكى و آلودگى افتخار!.
و اين است سرنوشت شوم جامعهاى كه با سرعت به سوى فساد مىرود.
از جمله «لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ» چنين استفاده مىشود كه: اين جمعيت