تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢
هنگامى كه به آيهاى مىرسى كه در آن بيان بهشت است از خدا بهشت را بطلب» (خود را به اوصاف بهشتيان متصف كن و از صفات دوزخيان بپرهيز). «١»
***
٤- تفسير «يُحْشَرُونَ عَلى وُجُوهِهِمْ الى جَهَنَّمَ»
در اين كه: منظور از محشور شدن اين گروه از مجرمان بر صورتشان چيست؟ در ميان مفسران گفتگو بسيار است:
جمعى آن را به همان معنى حقيقيش تفسير كرده، و گفتهاند: فرشتگان عذاب آنها را در حالى كه به صورت به روى زمين افتادهاند كشان، كشان به دوزخ مىبرند. اين از يكسو، نشانه خوارى و ذلت آنها است؛ چرا كه آنها در دنيا نهايت كبر و غرور و خود برتربينى نسبت به خلق خدا را داشتند، و از سوى ديگر، تجسمى است از گمراهيشان در اين جهان؛ چرا كه: چنين كسى را كه به اين طريق مىبرند به هيچ وجه جلو خود را نمىبيند، و از آنچه در اطراف او مىگذرد، آگاه نيست.
اما بعضى ديگر آن را به معنى كنائيش گرفتهاند.
گاهى گفتهاند: اين جمله كنايه از تعلق قلب آنها به دنيا است، يعنى آنها به خاطر اين كه: صورت قلبشان هنوز هم با دنيا ارتباط دارد، به سوى جهنم كشيده مىشوند. «٢»
و گاه گفتهاند: اين كنايه مانند تعبير مخصوصى است كه در ادبيات عرب وجود دارد كه مىگويند: فُلانٌ مَرَّ عَلى وَجْهِهِ: «يعنى او نمىدانست به كجا مىرود»؟.