تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٨
آفريدهايم- چهارپايان و انسانهاى بسيار- مىنوشانيم.
٥٠- ما اين آيات را به صورتهاى گوناگون براى آنان بيان كرديم تا متذكر شوند، ولى بيشتر مردم از هر كارى جز انكار و كفر ابا دارند.
تفسير:
حركت سايهها!
در اين آيات، سخن از قسمتهاى مهمى از نعمتهاى الهى به عنوان بيان اسرار توحيد و خداشناسى است، امورى كه انديشه در آنها ما را به خالقمان آشناتر و نزديكتر مىسازد، و با توجه به اين كه: در آيات گذشته گفتگوهاى فراوانى با مشركان بود، پيوند و ارتباط اين آيات با گذشته روشن مىشود.
در اين آيات، سخن از نعمت «سايهها» و سپس اثرات و بركات «شب» و «خواب و استراحت» و «روشنائى روز» و «وزش بادها» و «نزول باران» و «زنده شدن زمينهاى مرده» و «سيراب شدن» چهارپايان و انسانها است.
نخست مىگويد: «آيا نديدى چگونه پروردگارت سايه را گسترده است»؟
«أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ».
«و اگر مىخواست آن را ساكن قرار مىداد» (سايهاى هميشگى و جاودانى) «وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً».
بدون شك، اين قسمت از آيه، اشارهاى است به اهميت نعمت سايههاى گسترده و متحرك، سايههائى كه يك نواخت باقى نمىماند، بلكه در حركت است و نقل مكان مىدهد، ولى در اين كه: منظور از اين سايه، كدام يك از سايهها است در ميان مفسران گفتگو است:
جمعى مىگويند: اين سايه كشيده و گسترده، همان سايهاى است كه بعد از