تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٦
به عبادت و راز و نياز با پروردگار، مىپرداخت.
آنها تصميم گرفتند: در آنجا كمين كنند و به هنگامى كه صالح عليه السلام به آنجا آمد، او را به قتل رسانند، و پس از شهادتش به خانه او حملهور شوند، و شبانه كار آنها را نيز يكسره كنند، سپس به خانههاى خود برگردند، و اگر سؤال شود اظهار بىاطلاعى نمايند.
اما خداوند توطئه آنها را به طرز عجيبى خنثى كرده و نقشههايشان را نقش بر آب ساخت.
هنگامى كه آنها در گوشهاى از كوه كمين كرده بودند، كوه ريزش كرد و صخره عظيمى از بالاى كوه سرازير شد و آنها را در لحظهاى كوتاه درهم كوبيد و نابود كرد!
لذا قرآن در آيه بعد مىگويد: «آنها نقشه مهمى كشيدند و ما هم نقشه مهمى كشيديم، در حالى كه آنها خبر نداشتند»! «وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ».
***
پس از آن مىافزايد: «بنگر عاقبت توطئه و مكر آنها چگونه بود كه ما همه آنها و تمام قوم و طرفداران آنها را نابود كرديم»؟! «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْناهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ».
واژه «مكر» چنان كه قبلًا «١» نيز گفتهايم: در ادبيات عرب به معنى هر گونه چارهانديشى است، و اختصاصى به نقشههاى شيطانى و زيانبخش كه در فارسى امروز در آن استعمال مىشود، ندارد، بنابراين هم در مورد نقشههاى زيانبخش به كار مىرود، و هم چارهانديشىهاى خوب.