تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٥
بلكه، دريچهاى است براى پىبردن به وضع روحيات يك انسان، و در حقيقت آيه، اشارهاى به نفوذ روح تواضع و فروتنى در جان و روح عباد الرحمان مىكند.
***
٢- سختگيرى و اسراف
بدون شك، «اسراف» يكى از مذمومترين اعمال، از ديدگاه قرآن و اسلام است، و در آيات و روايات، نكوهش فراوانى از آن شده، «اسراف» يك برنامه فرعونى است (وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ). «١»
«اسراف كنندگان اصحاب دوزخ و جهنمند» (وَ أَنَّ الْمُسْرِفِيْنَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ). «٢»
امروز، ثابت شده، منابع روى زمين- با توجه به جمعيت انسانها- آن قدر زياد نيست كه بتوان اسراف كارى كرد، و هر اسراف كارى سبب محروميت انسانهاى بى گناهى خواهد بود.
به علاوه، روح اسراف، معمولًا توأم با خودخواهى و خودپسندى و بيگانگى از خلق خدا است.
در عين حال، بخل، سختگيرى و خسيس بودن نيز، به همين اندازه زشت، ناپسند و نكوهيده است.
اصولًا، از نظر بينش توحيدى، مالك اصلى خدا است و ما همه امانتدار او هستيم، و هر گونه تصرفى بدون اجازه و رضايت او زشت و ناپسند است و مىدانيم: او نه اجازه اسراف مىدهد و نه اجازه بخل و تنگ چشمى، بنابراين، رعايت اعتدال و ميانهروى تنها وظيفه بندگان خدا است.