تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١١
مخصوصاً هنگامى كه «كعب بن مالك» شاعر با ايمانى كه در تقويت اسلام شعر مىسرود، از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: يا رسول اللَّه درباره شعر، اين آيات مذمت آميز نازل شده، چه كنم؟ فرمود:
انَّ الْمُؤْمِنَ يُجاهِدَ بِنَفْسِهِ وَ سَيْفِهِ وَ لِسانِهِ: «مؤمن با جان، شمشير و زبانش در راه خدا جهاد مىكند». «١»
از ائمه اهلبيت عليهم السلام نيز توصيف فراوانى درباره اشعار و شعراى با هدف، و دعا در حق آنان، و جايزه فراوان به آنها، رسيده است كه اگر بخواهيم به نقل آنها بپردازيم سخن به درازا مىكشد.
ولى افسوس كه در طول تاريخ، گروهى اين هنر بزرگ و ذوق لطيف ملكوتى را كه از زيباترين مظاهر آفرينش است آلوده كردهاند، و از اوج آسمان به حضيض ماديگرى سقوطش دادند، آن قدر دروغ گفتند كه ضرب المثل معروف:
أَحْسَنُهُ أَكْذَبُهُ: «بهترين شعر دروغترين آن است» به وجود آمد.
گاه آن را در خدمت ظالمان و جباران درآوردند و به خاطر صله ناچيزى آنچنان تملق و چاپلوسى كردند كه نُه كرسى فلك را انديشه آنان به زير پاى نهاد، «تا بوسه بر ركاب قزل ارسلان زند»!.
و گاه در وصف عيش، شراب، رسوائى و ننگ آن قدر پيش رفتند كه قلم از ذكر آن شرم دارد.
گاه آتش جنگهائى با اشعار خود برافروختند، و انسانها را براى غارت و كشتار به جان هم انداختند و صفحه زمين را از خون بى گناهان رنگين ساختند.
ولى در مقابل، شعراى با ايمان و پر همتى بودند كه باج به فلك نمىدادند، و