تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦١
هنگامى كه موسى عليه السلام حجت را بر آنها تمام كرد، و صفوف مؤمنان و منكران مشخص شد، دستور كوچ كردن بنى اسرائيل به او داده شد، آيات مورد بحث اين صحنه را مجسم مىسازد.
نخست مىگويد: «ما به موسى وحى فرستاديم كه، شبانه بندگان مرا كوچ ده، و (از مصر) خارج كن (اما بدان) آنها شما را تعقيب خواهند كرد» «وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ».
اين يك برنامه الهى است كه: شما شبانه حركت كنيد و آنها نيز آگاه شوند و به تعقيب شما بپردازند كه آنچه بايد در اين ميان بشود، انجام گيرد.
تعبير عبادى: «بندگان من» با اين كه قبل از آن، جمله أوحينا: «وحى فرستاديم» به صورت جمع آمده براى بيان نهايت محبت خدا به بندگان با ايمان است.
***
موسى عليه السلام اين فرمان را اجرا كرد، و دور از چشم دشمنان، بنى اسرائيل را بسيج كرده فرمان حركت داد، و مخصوصاً به دستور خدا شب را براى اين كار انتخاب نمود تا برنامهاش حساب شدهتر باشد.
اما بديهى است، خبر آمادگى و حركت يك گروه با اين عظمت، چيزى نيست كه بتوان آن را براى مدت زيادى پنهان نگه داشت، به زودى جاسوسان فرعون، مطلب را به او گزارش دادند، و چنان كه قرآن مىگويد: «فرعون مأموران به شهرها فرستاد تا نيرو جمع كنند» «فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ».
البته در شرائط آن روز، رسيدن پيام فرعون به همه شهرهاى مصر، زمان قابل ملاحظهاى لازم داشت، ولى طبيعى است، اين خبر به شهرهاى نزديك به