تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦
تا به مقصد برسد، در عين حال نهايت اختصار رعايت مىشد كه نمونههاى آن را در نامههاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به «خسروپرويز» و «قيصر روم» و مانند آن مىتوان ملاحظه كرد.
اصولًا، نامه انسان دليل بر چگونگى شخصيت او است، همان گونه كه پيام آور و رسول انسان چنين است، چنان كه در «نهج البلاغه» از على عليه السلام مىخوانيم:
رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ وَ كِتَابُكَ أَبْلَغُ مَا يَنْطِقُ عَنْكَ: «فرستاده تو بازگو كننده عقل تو است و نامهات گوياترين چيزى است كه از تو سخن مىگويد». «١»
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: يُسْتَدَلُّ بِكِتابِ الرَّجُلِ عَلى عَقْلِهِ، وَ مَوْضِعِ بَصِيْرَتِهِ، وَ بِرَسُولِهِ عَلى فَهْمِهِ وَ فِطْنَتِهِ:
«نامه انسان، دليلى است بر ميزان عقل و مقدار بصيرت او، و فرستاده او نشانهاى است از مقدار فهم و ذكاوت او». «٢»
لازم به ذكر است: از روايات اسلامى استفاده مىشود: پاسخ نامه لازم است همان گونه كه پاسخ سلام!.
در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: رَدُّ جَوَابِ الْكِتَابِ وَاجِبٌ كَوُجُوبِ رَدِّ السَّلامِ: «پاسخ نامه واجب است همان گونه كه پاسخ سلام واجب مىباشد». «٣»
و از آنجا كه هر نامهاى معمولًا با تحيتى همراه است، بعيد نيست مشمول آيه شريفه: إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها: «هنگامى كه به شما تحيتى گفته شود، پاسخ آن را به صورت بهتر يا همانند آن بدهيد» «٤» بوده باشد.
***