تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦١
جاهلى نا مأنوس بود، و هنگامى كه اين توصيف را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدند واقعاً از روى تعجب به اين سؤال پرداختند، حتى بعضى از آنها مىگفتند: ما كسى را به نام رحمان نمىشناسيم، تنها كسى را كه به اين نام مىدانيم همان كسى است كه در سرزمين «يمامه» است! (منظورشان «مسيلمه كذّاب» بود كه به دروغ دعوى نبوت كرد و مردم او را به نام «رحمان» مىشناختند).
ولى اين سخن بسيار بعيد به نظر مىرسد؛ زيرا ماده اين اسم و صيغهاش هر دو عربى است، و هميشه پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز سورههاى قرآن، در آيه «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيْم» اين نام را براى آنها بيان مىكرد، بنابراين هدف آنها جز بهانهجوئى و سخريه نبوده است.
جمله بعد، نيز گواه اين حقيقت است؛ زيرا آنها مىگويند: «آيا ما مطيع فرمان تو شويم و به دستور تو سجده كنيم» (أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا).
اما به حكم آن كه تبليغات رهبران الهى تنها در دلهاى آماده اثر مىگذارد كوردلان لجوج نه تنها بهرهاى نمىگيرند، بلكه بر نفرتشان افزوده مىشود؛ چرا كه آيات قرآن، همچون دانههاى حيات بخش باران است كه در باغ، سبزه و گل مىروياند و در شورهزار خس! لذا جاى تعجب نيست كه، بگويد: «وَ زادُهُمْ نُفُوراً». «١»
***
آيه بعد، در حقيقت پاسخى است به سؤال آنها كه مىگفتند: رحمان چيست؟- هر چند آنها اين سخن را از روى سخريه مىگفتند اما قرآن پاسخ جدى به آنها مىگويد- مىفرمايد: «پر بركت و با عظمت است آن خدائى كه در