تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٨
خصوص) تخت عظيمى دارد!
٢٤- او و قومش را ديدم كه براى غير خدا- خورشيد- سجده مىكنند؛ و شيطان اعمالشان را در نظرشان جلوه داده، و آنها را از راه بازداشته؛ از اين رو هدايت نمىشوند»!
٢٥- چرا براى خداوندى سجده نمىكنند كه آنچه را در آسمانها و زمين پنهان است خارج (و آشكار) مىسازد، و آنچه را پنهان مىداريد يا آشكار مىكنيد مىداند؟!
٢٦- خداوندى كه معبودى جز او نيست، و پروردگار عرش عظيم است!
تفسير:
داستان هدهد و ملكه سبأ
در اين قسمت از آيات، به فراز ديگرى از زندگى شگفتانگيز سليمان اشاره كرده، و ماجراى هدهد و ملكه سبأ را بازگو مىكند.
نخست، مىگويد: «سليمان هدهد را نديد، و در جستجوى او برآمد» «وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ».
اين تعبير، به وضوح بيانگر اين حقيقت است كه او به دقت مراقب وضع كشور و اوضاع حكومت خود بود، و حتى غيبت يك مرغ از چشم او پنهان نمىماند!.
بدون شك، منظور از پرنده در اينجا همان هدهد است، چنان كه در ادامه سخن، قرآن مىافزايد، سليمان «گفت: چه شده است كه هدهد را نمىبينم» «فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ».
«يا اين كه او از غائبان است» «أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ».
در اين كه: سليمان عليه السلام از كجا متوجه شد: هدهد در جمع او حاضر نيست؟