تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢
آن آغاز شده بود، بحث عظمت قرآن، و حقانيت اين كلام مبين الهى، مىگويد:
«اين از سوى پروردگار عالميان نازل شده است» «وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ».
اصولًا، بيان قسمتهاى گوناگون سرگذشت پيامبران پيشين، با اين همه دقت و ظرافت، و خالى بودن از هر گونه خرافه و افسانههاى دروغين، آن هم در محيطى كه محيط افسانهها و اساطير بود، و آن هم از سوى كسى كه مطلقاً درسى نخوانده بود، خود دليلى است كه: اين كتاب از سوى رب العالمين نازل شده است، و خود نشانه اعجاز قرآن است.
***
لذا اضافه مىكند: «آن را روح الامين از سوى خداوند آورده است» «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ».
اگر آن فرشته وحى، و آن «روح امين پروردگار»، آن را از سوى خداوند نياورده بود، اين چنين درخشان، پاك و خالى از آلودگى به خرافات و اباطيل نبود.
قابل توجه اين كه: فرشته وحى در اينجا با دو عنوان توصيف شده، عنوان «روح» و عنوان «امين»، روحى كه سرچشمه حيات است، و امانتى كه شرط اصلى هدايت و رهبرى.
***
آرى، اين «روح الامين» قرآن را «بر قلب تو از سوى پروردگار نازل كرد، تا مردم را انذار كنى» «عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ». «١»
هدف اين بوده كه تو مردم را انذار كنى و از سرنوشت خطرناكى كه بر اثر