تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
كه اصلًا گوئى عملى وجود ندارد، هر چند ساليان دراز، تلاش و كوشش كرده باشند.
اين آيه نظير آيه ١٨ سوره «ابراهيم» است كه مىفرمايد: مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ:
«اعمال كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند، همچون خاكسترى است در برابر تندباد، در يك روز طوفانى»!.
دليل منطقى آن هم روشن است؛ زيرا چيزى كه به عمل انسان شكل و محتوا مىدهد، نيت، انگيزه و هدف نهائى عمل است، افراد با ايمان، با انگيزه الهى و توحيدى، هدفهاى مقدس و پاك، و برنامه صحيح و سالم، به سراغ انجام كارها مىروند، در حالى كه مردم بى ايمان، غالباً گرفتار تظاهر، رياكارى، تقلب، غرور و خود بينى هستند، و همين، سبب بىارزش شدن اعمال آنها مىشود.
به عنوان نمونه، ما مسجدهائى را از صدها سال پيش سراغ داريم كه گذشت قرنها كمترين تأثيرى بر آنها نگذاشته است، و به عكس، خانههائى را مىبينيم كه با گذشت يك ماه يا يك سال، شكستها و نقصهاى فراوان در آن ظاهر مىشود، اولى چون انگيزه الهى داشته از هر نظر محكم و با بهترين مصالح، با پيش بينى تمام حوادث آينده ساخته شده، اما دومى، چون هدف، تهيه مال و ثروتى از طريق تظاهر و فريب بوده است، تنها به رنگ و رو و ظاهرش توجه شده است. «١»
اصولًا، از نظر منطق اسلام، اعمال صالح آفاتى دارد كه بايد دقيقاً مراقب آن