تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥
به يكى از ابعاد شوم اين عمل ننگين اشاره مىكند:
در سوره «اعراف» مىخوانيم كه لوط به آنها مىگويد: بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ: «شما جمعيتى اسرافكاريد». «١»
در سوره «انبياء» مىخوانيم: وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِينَ: «ما لوط را از قريهاى كه «خبائث» انجام مىداد رهائى بخشيديم، آنها قوم بد و فاسقى بودند». «٢»
در آيه مورد بحث نيز خوانديم، كه لوط به آنها مىگويد: بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ: «شما جمعيت تجاوزگرى هستيد».
در سوره «نمل» آمده است: بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ: «شما قومى جاهل و نادانيد». «٣»
و در سوره «عنكبوت» آيه ٢٩ از زبان لوط چنين آمده است كه به آنها مىگويد: أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ: «شما به سراغ مردان مىرويد و راه فطرت و نسل انسان را قطع مىكنيد». «٤»
به اين ترتيب، اين عمل زشت تحت عنوان «اسراف»، «خبيث»، «فسق»، «تجاوز»، «جهل» و «قطع سبيل» مطرح شده است.
«اسراف» از اين نظر كه، آنها نظام آفرينش را در اين امر فراموش كرده و از حدّ تجاوز نمودند، و تعدى نيز به همين خاطر بر آن اطلاق شده است.
«خبيث» به معنى كار يا چيز آلودهاى است كه طبع سالم آدمى از آن تنفر دارد، و چه عملى از اين عمل تنفر آميزتر است.
«فسق» به معنى خروج از اطاعت پروردگار، و برهنگى از شخصيت انسانى