تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٦
نكته:
بررسى آيات فوق، نشان مىدهد: منكران معاد براى اين كه از زير بار ايمان به رستاخيز و مسئوليتهاى ناشى از آن، شانه خالى كنند، از سه طريق وارد مىشدند:
١- استبعاد بازگشت به زندگى بعد از خاك شدن؛ چرا كه خاك به اعتقاد آنها نمىتوانست، سرچشمه حيات گردد.
٢- كهنه بودن اين عقيده و عدم تازگى آن.
٣- عدم نزول عذاب براى منكران معاد؛ زيرا: اگر به راستى منكران مىبايست به عذابى در اين دنيا مبتلا شوند، چرا اين عذاب دامان آنها را نمىگيرد؟
اما قرآن پاسخ اول و دوم را به وضوح آن واگذار كرده؛ چرا كه همواره با چشم مىبينيم خاك سرچشمه حيات مىشود، در آغاز خاك بوديم و سپس به صورت موجود زندهاى درآمديم.
قديمى بودن چيزى نيز هرگز از اهميت آن نمىكاهد؛ چرا كه قوانين اصلى اين عالم از ازل تا ابد ثابت و برقرار است، در اصول فلسفى و مسائل رياضى و علوم ديگر، اصول ثابت فراوان مىباشد، آيا قديمى بودن امتناع اجتماع نقيضين يا جدول ضرب «فيثاغورث» دليل بر ضعف آن است؟
و يا اگر مىبينيم عدالت خوب است و ظلم بد و هميشه چنين بوده و چنين خواهد بود، دليل بر بطلان آن است؟ بلكه بسيار مىشود قدمت دليل بر اصالت چيزى است.
و در مورد ايراد سوم، پاسخ مىدهد: در فرا رسيدن عذاب عجله نكنيد اين لطف خدا است كه به شما مهلت مىدهد و به سرعت مجازاتتان نمىكند، ولى به هوش باشيد! «عذاب الهى گرچه دير آيد بيايد»!.