تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
مقصودش گردد، و تأكيد آن به وسيله «مبين» براى اين است كه: اين فرد متخلف حتماً بايد دليل كاملًا روشنى بر تخلف خود اقامه كند.
در حقيقت، سليمان عليه السلام بى آن كه غائبانه داورى كند، تهديد لازم را در صورت ثبوت تخلف نمود، و حتى براى تهديد خود دو مرحله قائل شد كه متناسب با مقدار گناه بوده باشد: مرحله مجازات بدون اعدام، و مرحله مجازات اعدام.
ضمناً، نشان داد: او حتى در برابر پرنده ضعيفى تسليم دليل و منطق است و هرگز تكيه بر قدرت و توانائيش نمىكند.
***
«ولى غيبت هدهد، چندان به طول نيانجاميد» «فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ».
بازگشت، و رو به سليمان كرده، چنين «گفت: من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى ندارى، من از سرزمين سبأ يك خبر قطعى (و دست اول) براى تو آوردهام»؟ «فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ».
«هدهد» گويا آثار خشم را در چهره سليمان مشاهده كرد، و براى بر طرف كردن ناراحتى او، نخست، به صورت كوتاه و سربسته، خبر از مطلب مهمى داد كه حتى سليمان عليه السلام با تمام علم و دانشش از آن آگاهى ندارد! و هنگامى كه خشم سليمان عليه السلام فرو نشست، به شرح آن پرداخت كه در آيات بعد خواهد آمد.
قابل توجه اين كه: لشكريان سليمان عليه السلام و حتى پرندگانى كه مطيع فرمان او بودند آن قدر عدالت سليمان به آنها آزادى و امنيت و جسارت داده بود، كه هدهد بدون ترس، بى پرده و با صراحت به او مىگويد: «من به چيزى آگاهى يافتم كه تو از آن آگاه نيستى».
برخورد او با سليمان عليه السلام، همچون برخورد درباريان چاپلوس، با سلاطين