تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٠
رستاخيز مردم آنچنان وحشتزده مىشوند كه چشمهايشان خيره مىگردد، و حتى پلكها به هم نمىخورد» (مىدانيم در حالت وحشت چشم انسان به حالت يكنواخت و خيره همچون چشم مردگان باز مىماند).
بنابراين، منظور اين بوده پيش از آن كه چشمت را بر هم زنى من تخت ملكه سبأ را نزد تو حاضر مىكنم. «١»
***
نكتهها:
١- پاسخ به چند سؤال
از سؤالاتى كه در ارتباط با آيات فوق، مطرح مىشود اين است كه: چرا سليمان عليه السلام شخصاً اقدام به اين كار خارق العاده نكرد؟
او كه پيامبر بزرگ خدا بود و داراى اعجاز، چرا اين مأموريت را به «آصف بن برخيا» داد؟
ممكن است به خاطر اين بوده كه: «آصف» وصى او بوده است، و سليمان عليه السلام مىخواسته، در اين لحظه حساس، موقعيت او را به همگان معرفى كند. «٢»
به علاوه، مهم اين است كه: استاد، شاگردان خود را در مواقع لازم بيازمايد و شايستگىهاى آنها را به دست آورد، و اصولًا، شايستگى شاگردان دليل بزرگى بر شايستگى استاد است، اگر شاگردان كار فوق العادهاى انجام دهند، مهم است.
سؤال ديگر اين كه: سليمان عليه السلام چگونه تخت «ملكه سبأ» را بدون اجازه او