تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦
«حكمت» معمولًا جنبههاى عملى را بيان مىكند، و «علم» جنبههاى نظرى را، به تعبير ديگر «عليم» از آگاهى بى پايان خدا خبر مىدهد، و «حكيم» از نظر و حساب و هدفى كه در ايجاد اين عالم و نازل كردن قرآن به كار رفته است.
و چنين قرآنى كه از ناحيه چنان پروردگارى نازل مىشود، بايد كتاب مبين و روشنگر باشد، و مايه هدايت و بشارت مؤمنان، و داستانهايش خالى از هر گونه خرافه و تحريف. «١»
***
نكته:
واقع نگرى و ايمان
مسأله مهم در زندگى انسان، اين است كه: واقعيات را آنچنان كه هست درك كند، و در برابر آن موضعگيرى صريح داشته باشد، پندارها، پيشداورىها، و تمايلات انحرافى، حب و بغضها، مانع از درك و ديد واقعيات- آنچنان كه هست- نگردد، و مهمترين تعريفى كه براى فلسفه شده است همين است، «درك حقايق اشياء آنچنان كه هست».
به همين دليل، يكى از مهمترين تقاضاهائى كه معصومين از خدا داشتند اين بود: اللَّهُمَّ أَرِنِى الأَشْياءَ كَما هِىَ: «خداوندا واقعيتها و موجودات را آن گونه كه هست به من نشان ده» (تا ارزشها را به درستى بشناسم و حق آن را ادا كنم).
و اين حالت بدون «ايمان» ميسر نيست، چرا كه هوا و هوسهاى سركش، و تمايلات نفسانى، بزرگترين حجاب و سدّ اين راه است، و رفع اين حجاب، جز