تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨
***
٢- اثرات عميق نزول تدريجى قرآن
درست است كه: طبق روايات (بلكه ظاهر بعضى از آيات) قرآن دو نزول داشته: يكى «نزول دفعى» و يك جا، در شب قدر، بر قلب پيامبر صلى الله عليه و آله و ديگر «نزول تدريجى» در بيست و سه سال، بدون شك، آنچه جنبه رسميت داشته، و پيامبر و مردم با آن روبرو بودهاند، نزول تدريجى قرآن است.
و همين نزول تدريجى، اسباب ايراد دشمنان بهانهگير شده بود كه: چرا قرآن يك مرتبه نازل نمىشود؟ و يك باره در اختيار مردم قرار نمىگيرد؟ تا آگاهتر و روشنتر شوند، و جاى شك و ترديدى باقى نماند.
ولى چنان كه ديديم، قرآن با جمله «كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ» جواب كوتاه، جامع و پر معنى به آنها داد كه: هر چه بيشتر روى آن بينديشيم اثرات نزول تدريجى قرآن آشكارتر مىشود:
١- بدون شك، هم از نظر «تَلَقِّى وَحْى» و هم از نظر «ابلاغ به مردم»، اگر مطالب به طور تدريجى، و طبق نيازها پياده شود و براى هر مطلبى شاهد و مصداق عينى وجود داشته باشد، بسيار مؤثرتر خواهد بود.
اصول تربيتى ايجاب مىكند: شخص يا اشخاص تربيت شونده، قدم به قدم اين راه را بپيمايند، و براى هر روز آنها برنامهاى تنظيم شود، تا از مرحله پائين شروع كرده، به مراحل عالى برسند، برنامههائى كه اين گونه پياده مىشود، هم براى گوينده، و هم براى شنونده دلچسبتر و عميقتر است.
٢- اصولًا، آنها كه چنين ايرادهائى را به قرآن مىكردند، به اين حقيقت توجه نداشتند كه: قرآن يك كتاب كلاسيك نيست، كه درباره موضوع يا علم معينى صحبت كند، بلكه، يك برنامه زندگى است براى ملتى كه انقلاب كرده، و