تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠
و چگونه اين اشعار كوتاه و ساده، اما حماسى و هيجانانگيز لرزه بر اندام دشمن مىانداخت، و پايههاى كاخشان را متزلزل مىساخت. «١»
و نيز چه كسى مىتواند انكار كند كه گاه يك شعر اخلاقى آنچنان در اعماق جان انسان نفوذ مىكند كه يك كتاب بزرگ و پر محتوا كار آن را انجام نمىدهد.
آرى، همان گونه كه در حديث معروف از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده:
إِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكْمَةً، وَ إِنَّ مِنَ الْبَيَانِ لَسِحْراً: «بعضى از اشعار، حكمت است، و پارهاى از سخنان، سحر»! «٢» گاهى اشعار غوغا به پا مىكند.
گاه، كلمات موزون شاعرانه، برندگى شمشير، و نفوذ تير را در قلب دشمن دارد، چنان كه در حديثى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه در مورد چنين اشعارى فرمود: وَ الَّذِى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ فَكَأَنَّما تَنْضَهُونَهُمْ بِالْنَّبْلِ!:
«به آن كسى كه جان محمّد صلى الله عليه و آله در دست قدرت او است، با اين اشعار، گوئى تيرهائى به سوى آنها پرتاب مىكنيد»!. «٣»
اين سخن را آنجا فرمود: كه دشمن با اشعار هجو آميزش، براى تضعيف روحيه مسلمانان تلاش مىكرد، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد: در مذمت آنان و تقويت روحيه مؤمنين، شعر بسرايند.
و در مورد يكى از شعراى مدافع اسلام فرمود: أُهْجُهُمْ فَانَّ جَبْرَئِيْلَ مَعَكَ!: «آنها را هجو كن كه جبرئيل با تو است». «٤»