تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٠
***
بعد از آن مىفرمايد: «سپس ما آن را به سوى خود آهسته جمع مىكنيم» «ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً».
مىدانيم: هنگامى كه، خورشيد طلوع مىكند، تدريجاً سايهها برچيده مىشود تا به هنگام ظهر، كه در بعضى از مناطق سايه به كلى معدوم مىگردد؛ زيرا آفتاب درست بالاى سر هر موجودى قرار مىگيرد، و در ديگر مناطق، به حداقل خود مىرسد، و به اين ترتيب، سايهها نه يك دفعه ظاهر مىگردند، و نه يك دفعه برچيده مىشوند، و اين خود يكى از حكمتهاى پروردگار است؛ چرا كه:
اگر انتقال از نور به ظلمت و بالعكس ناگهانى صورت مىگرفت براى همه موجودات زيانآور بود، اما اين نظام تدريجى، در اين حالت انتقالى چنان است كه: بيشترين فائده را براى موجودات دارد، بى آن كه ضررى داشته باشد.
تعبير به «يَسِيْراً» اشاره به جمع شدن تدريجى سايه است، و يا اشاره به اين كه: نظام ويژه نور و ظلمت، در برابر قدرت پروردگار، چيز ساده و آسانى است، و كلمه «الَيْنا» نيز تأكيد بر همين قدرت الهى است.
به هر حال، جاى ترديد نيست همان گونه كه: انسان در زندگى خود نياز به تابش «نور» دارد، براى تعديل و جلوگيرى از زمانهاى شدت نور، نياز به «سايه» دارد، تابش نور يكنواخت، زندگى را مختل مىكند، همان گونه كه سايه يكنواخت و ساكن، مرگبار است.
در صورت اول، همه موجودات زنده، مىسوزند و در صورت دوم، همه منجمد مىشوند، اين نظام متناوب «نور» و «سايه» است كه زندگى را براى انسان ممكن و گوارا ساخته.
لذا آيات ديگر قرآن، وجود شب و روز را به دنبال يكديگر از نعمتهاى