تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧
شأن نزول:
در روايتى از امام حسن عسكرى عليه السلام مىخوانيم كه فرمود: از پدرم، امام دهم سؤال كردم: آيا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با يهود و مشركان در برابر سرزنشها و بهانهگيرىهايشان به بحث و گفتگو و استدلال مىپرداخت؟
پدرم فرمود: آرى، بارها چنين شد، از جمله اين كه: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار خانه خدا نشسته بود، «عبداللَّه بن ابى اميه مخزومى» در برابر او قرار گرفته گفت:
«اى محمّد تو ادعاى بزرگى كردهاى، و سخنان وحشتناكى مىگوئى! تو چنين مىپندارى كه: رسول پروردگار عالميانى، اما پروردگار جهانيان و خالق همه مخلوقات، شايسته نيست، رسولى مثل تو- انسانى همانند ما- داشته باشد، تو همانند ما غذا مىخورى، و همچون ما در بازارها راه مىروى!.
پيامبر صلى الله عليه و آله عرضه داشت: بار پروردگارا تو همه سخنان را مىشنوى و به هر چيز، عالمى، آنچه را بندگان تو مىگويند، مىدانى (خودت پاسخ آنها را بيان فرما) در اين هنگام آيات فوق نازل شد و به بهانهگيرىهاى آنها پاسخ داد. «١»
***
تفسير:
چرا اين پيامبر گنجها و باغها ندارد؟!
از آنجا كه در آيات گذشته، بخشى از ايرادهاى كفار، درباره قرآن مجيد مطرح گرديد و به آن پاسخ داده شد، در آيات مورد بحث، بخش ديگرى را كه مربوط به رسالت شخص پيامبر است مطرح كرده و پاسخ مىگويد.
مىفرمايد: «آنها گفتند: چرا اين رسول، غذا مىخورد و در بازارها راه