تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩
كردند، و در چاهش افكندند.
حتى بعضى نوشتهاند: آن چاه را پر از نيزه كردند و دهانه چاه را بعد از افكندن او، با سنگ بستند تا آن پيامبر شهيد شد. «١»
٢- بعضى ديگر «اصحاب رس» را اشاره به مردم زمان «شعيب» مىدانند كه بتپرست بودند، داراى گوسفندان بسيار و چاههاى آب، و «رس» نام چاه بزرگى بود كه فروكش كرد و اهل آنجا را فرو برد و هلاك كرد.
٣- بعضى ديگر عقيده دارند: «رس»، قريهاى در سرزمين «يمامه» بود كه عدهاى از بقاياى «قوم ثمود» در آن زندگى مىكردند و در اثر طغيان و سركشى هلاك شدند.
٤- بعضى مىگويند: آنها عدهاى از عربهاى پيشين بودند كه ميان «شام» و «حجاز» مىزيستند. «٢»
٥- بعضى از تفاسير «اصحاب رس» را از بقاياى عاد و ثمود مىشناسد «وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ» «٣»
را نيز مربوط به آن مىداند، و محلشان را در «حضرموت» ذكر كرده، و «ثعلبى» در «عرائس التيجان» اين قول را معتبرتر دانسته.
بعضى ديگر از مفسران كه با نام «ارس» آشنا شدهاند، «رس» را بر «ارس» (در شمال آذربايجان) منطبق كردهاند!
٦- مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» و «فخر رازى» در تفسير «كبير» و «آلوسى» در «روح المعانى»، از جمله احتمالاتى كه نقل كردهاند اين است: آنها مردمى بودند كه در «انطاكيه شام» زندگى مىكردند، و پيامبرشان «حبيب نجار»