تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٦
عمل صالح، نيز مقدمهاى است براى جلب خشنودى و رضاى خدا كه هدف نهائى و غاية الغايات همين است.
ثانياً- داخل بودن در زمره صالحان، مرحلهاى است فراتر از انجام عمل صالح كه اولى صلاح ذاتى است و دومى صلاح عمل (دقت كنيد).
به تعبير ديگر، گاه انسان عمل صالحى را انجام مىدهد، اما اين معنى جزء ذات و روح او و بافت وجودش نشده است، سليمان عليه السلام از خدا اين مىخواهد كه آن قدر مشمول عنايت پروردگار قرار گيرد كه، صالح بودن از عملش فراتر رود و در درون جان و اعماق وجودش نفوذ كند، و اين جز با رحمت الهى امكان پذير نيست.
راستى بنده صالح خدا بودن چه گرانبها و گرانقدر است كه سليمان عليه السلام با آن حشمت و جاه و جلالش- كه براى احدى جاى شك نبوده- باز تقاضايش اين است كه: خدا به رحمتش او را در خط بندگان صالح قرار دهد، و از لغزشهائى كه هر زمان براى انسان- مخصوصاً انسانى كه در رأس يك تشكيلات عظيم باشد- امكان پذير است، او را حفظ كند.
***