تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢
عرب مىبينيم.
از اين گذشته، با بسيارى از تفاسير ديگر قابل تطبيق است از جمله اين كه:
«رس» نام چاه بوده باشد (چاهى كه آنها پيامبرشان را در آن افكندند) و يا اين كه: آنها صاحب كشاورزى و دامدارى بودند و مانند اينها.
و اين كه: در روايتى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: كه زنان آنها داراى انحراف همجنسگرائى بودند نيز با اين حديث منافات ندارد. «١»
ولى از عبارت «نهج البلاغه» (خطبه ١٨٢) برمىآيد كه: آنها تنها يك پيامبر نداشتند؛ زيرا مىفرمايد: أَيْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِينَ قَتَلُوا النَّبِيِّينَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِينَ وَ أَحْيَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِينَ؟!:
«كجايند اصحاب شهرهاى رس، آنهائى كه پيامبران را كشتند و سنن رسولان خدا را خاموش كردند و سنتهاى جباران را احياء نمودند»؟!
اما اين تعبير، با روايت بالا نيز منافات ندارد؛ زيرا ممكن است روايت تنها اشاره به بخشى از تاريخ آن كند كه پيامبرى در ميان آنها مبعوث شده بود.
***
٢- مجموعهاى از درسهاى تكان دهنده
شش گروهى كه در آيات فوق، از آنها نام برده شده است: فرعونيان، قوم متعصب نوح، زورمندان عاد، و ثمود، آلودگان اصحاب الرس، و قوم لوط، هر كدام به نوعى از انحراف فكرى و اخلاقى گرفتار بودند، كه آنها را به بدبختى كشاند.
فرعونيان، مردمى ظالم، ستمگر، استعمار كننده، استثمارگر و خود خواه بودند.