تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢
مشكلات، راه اطاعت پروردگار، جهاد، مبارزه با هوسهاى سركش و ايستادگى در مقابل عوامل گناه، همه در آن جمع است و اگر در بعضى از اخبار تنها به فقر و محروميت مالى تفسير شده، مسلماً از قبيل بيان مصداق است.
سپس، اضافه مىكند: «در آن غرفههاى بهشتى با تحيت و سلام روبرو مىشوند» «وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً».
بهشتيان به يكديگر تحيت و سلام مىگويند، و فرشتگان به آنها، و از همه بالاتر خداوند به آنها سلام و تحيت مىگويد، چنان كه در آيه ٥٨ سوره «يس» مىخوانيم: سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ:
«براى آنها سلامى است از سوى پروردگار رحيم».
و در آيات ٢٣ و ٢٤ سوره «رعد» مىخوانيم: وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ* سَلامٌ عَلَيْكُمْ: «فرشتگان از هر درى بر آنها وارد مىشوند* و به آنها مىگويند سلام بر شما».
در اين كه: آيا «تحيت» و «سلام» در اينجا دو معنى دارد يا يك معنى؟ در ميان مفسران گفتگو است، ولى با توجه به اين كه: «تحيت» در اصل به معنى دعا براى زندگى و حيات ديگرى است، و «سلام» از ماده «سلامت» است، و به معنى دعا براى كسى است، بنابراين، چنين نتيجه مىگيريم: واژه اول به عنوان درخواست حيات است و واژه دوم براى توأم بودن اين حيات با سلامت است، هر چند گاهى ممكن است اين دو كلمه به يك معنى بيايد.
البته «تحيت» در عرف معنى وسيعترى پيدا كرده و آن هر گونه سخنى است كه در آغاز ورود به كسى مىگويند، و مايه خوشحالى و احترام و اظهار محبت نسبت به او مىباشد.
***