تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٦
«اگر ما استقامت و پايدارى بر پرستش خدايانمان نكنيم، بيم آن مىرود كه اين مرد، ما را گمراه سازد» و ارتباطمان را با آنها قطع كند «إِنْ كادَ لَيُضِلُّنا عَنْ آلِهَتِنا لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا عَلَيْها». «١»
ولى قرآن از چند راه به آنها پاسخ مىگويد:
نخست، با يك جمله كوبنده به اين گروه كه: اهل منطق نبودند، چنين پاسخ مىدهد: «هنگامى كه عذاب الهى را ديدند به زودى مىفهمند چه كسى گمراه بوده است»؟! «وَ سَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا».
اين عذاب، ممكن است اشاره به عذاب قيامت باشد، چنان كه بعضى از مفسران مانند «طبرسى» در «مجمع البيان» گفتهاند، و يا عذاب دنيا، همچون شكست دردناك روز «بدر» و امثال آن، چنان كه «قرطبى»، در تفسير معروف خود گفته است.
و نيز ممكن است اشاره به هر دو باشد.
جالب اين كه: اين گروه گمراه، در اين سخنان خود، به دو كار ضد و نقيض دست زدند، از يكسو، پيامبر و دعوتش را به باد مسخره مىگرفتند، اشاره به اين كه: آن قدر ادعاى او بى اساس است كه ارزش برخورد جدى ندارد. و از سوى ديگر، معتقد بودند: اگر دو دستى به آئين نياكان خود نچسبند، امكان دارد سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله آنها را نيز از آن بازگرداند، و اين نشان مىدهد كه: سخنانش را فوق العاده جدى، مؤثر، حساب شده و داراى برنامه مىدانستند، اين پريشان گوئى از افراد سرگردان و لجوج بعيد نيست.
به علاوه، بسيار ديده شده است: منكران حق، هنگامى كه در برابر امواج