تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧
روشن است: وجود تماشاچيان بيشتر كه ارتباط و پيوند با يك طرف مبارزه دارند.
هم مايه دلگرمى آنها است و به آنها روحيه مىدهد.
هم سبب مىشود كه آنان نهايت كوشش خود را به كار گيرند.
هم در موقع پيروزى توانائى دارند چنان جنجالى بر پا كنند كه، حريف براى هميشه منزوى شود.
و هم مىتوانند از آغاز مبارزه، در طرف مقابل ايجاد وحشت كنند.
آرى، مأموران فرعون با اين اميدها مايل بودند مردم را در صحنه حاضر كنند و موسى نيز حضور چنين جمعى را از خدا مىخواست كه بتواند منظور خود را به عالىترين وجهى پياده كند.
***
اينها همه از يكسو، از سوى ديگر، «هنگامى كه ساحران نزد فرعون آمدند و او را سخت در تنگنا ديدند به اين فكر افتادند كه برترين بهرهگيرى را كرده و امتيازهاى مهمى از او بگيرند، به فرعون گفتند: آيا براى ما پاداش قابل ملاحظهاى خواهد بود اگر پيروز شويم» «فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَا جْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ».
***
فرعون كه سخت در اين بن بست گرفتار و درمانده بود، حاضر شد برترين امتيازها را به آنها بدهد، بلا فاصله «گفت: آرى هر چه بخواهيد مىدهم، به علاوه شما در اين صورت، از مقربان درگاه من خواهيد بود»! «قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ».
در واقع فرعون به آنها گفت: شما چه مىخواهيد؟ مال؟ و يا مقام؟ من هر