تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨١
است. و اين در حكم عداوت آنها محسوب مىشود، به علاوه از آيات متعددى از قرآن استفاده مىشود كه: بتها در قيامت از عابدان خود بيزارى مىجويند و به دشمنى آنها برمىخيزند، به فرمان خدا به سخن درمىآيند و تنفر خود را ابراز مىدارند. «١»
استثناء «رَبَّ الْعالَمِينَ» با اين كه جزو معبودهاى آنها نبود (و به اصطلاح استثناى منقطع است) به منظور تأكيد بر توحيد خالص است.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: در ميان آنها كسانى بودند كه، علاوه بر بتها خدا را نيز پرستش مىكردند، ابراهيم عليه السلام براى رعايت اين موضوع، پروردگار جهانيان را استثناء مىكند.
ذكر ضمير «هُم» كه معمولًا براى جمع عاقل است در مورد بتها به همان دليل است كه در بالا اشاره شد.
***
سپس ابراهيم عليه السلام به توصيف پروردگار جهانيان، و ذكر نعمتهاى معنوى و مادى او مىپردازد تا با مقايسه با بتها كه نه دعاى عابدان را مىشنوند، و نه سود و زيانى دارند، مطلب كاملًا روشن شود.
نخست، از نعمت آفرينش و هدايت، شروع كرده، مىگويد: «او كسى است كه مرا آفريد، و هم او مرا هدايت مىكند» «الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ».
هم در عالم تكوين هدايت كرده و وسائل حيات مادى و معنوى در اختيارم گذارده، و هم در عالم تشريع، وحى و كتاب آسمانى، براى من فرستاده است.
ذكر كلمه «فاء» بعد از آفرينش، اشاره به اين است كه: هدايت از خلقت جدا