تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١
تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ:
«اگر راست مىگوئى چرا فرشتگان را براى ما نمىآورى تا تو را تصديق كنند»؟!
در آغاز همين سوره «فرقان» نيز خوانديم كه: مشركان مىگفتند: لَوْ لا أُنْزِلَ الَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونُ مَعَهُ نَذِيْراً: «چرا فرشتهاى همراه او مأمور انذار انسانها نشده است»؟.
در حالى كه: يك انسان حق طلب، براى اثبات يك مطلب، تنها مطالبه دليل مىكند، اما نوع دليل هر چه باشد، مسلماً تفاوت نمىكند، هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با نشان دادن معجزات، و از جمله خود قرآن، حقانيت دعوت خويش را به وضوح ثابت كرده، ديگر اين بهانهها چه معنى دارد؟
و بهترين دليل، براى اين كه: اين سخنان را به خاطر تحقيق پيرامون نبوت پيامبر نمىگفتند، اين است كه: تقاضاى مشاهده پروردگار را كردند و او را تا سر حدّ يك جسم قابل رؤيت، تنزل دادند، همان تقاضاى بى اساسى كه مجرمان بنى اسرائيل نيز داشتند، و پاسخ قاطع آن را شنيدند، كه شرح آن در سوره «اعراف» ذيل آيه ١٤٣ آمده است.
لذا قرآن، در پاسخ اين تقاضاها، مىگويد: «آنها در مورد خود تكبر ورزيدند و گرفتار غرور، كبر و خود بينى شدند» «لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ».
«و طغيان كردند، چه طغيان بزرگى»؟ «وَ عَتَوْا عُتُوّاً كَبِيراً».
«عُتُوّ» (بر وزن غُلُوّ) به معنى خوددارى از اطاعت و سرپيچى از فرمان توأم با عناد و لجاج است.
تعبير «فِى أَنْفُسِهِم» ممكن است به اين معنى باشد كه: آنها در مورد خود به كبر و خود بينى گرفتار شدند، و نيز ممكن است به اين معنى باشد كه: