تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
اگر آنها چنين قدرتى مىداشتند، بايد ساير كسانى كه در محيط نزول قرآن همانند «كاهنان» با شياطين مربوط بودند (يا لااقل مشركان ارتباطشان را مسلّم مىدانستند) بتوانند، همانند آن را بياورند، با اين كه همگى عاجز ماندند و با عجزشان ثابت كردند كه: اين آيات مافوق توان آنها است.
***
به علاوه «كاهنان» خود معترف بودند كه بعد از تولد پيامبر صلى الله عليه و آله، رابطه شياطينى كه با آنها در ارتباط بودند، از اخبار آسمانها قطع شد «و آنها از شنيدن (اخبار آسمان) معزول و بركنارند» «إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ».
از ساير آيات قرآن برمىآيد، شياطين قبلًا به آسمانها مىرفتند و استراق سمع مىكردند، و مطالبى را كه در ميان فرشتگان منعكس بود، احياناً به دوستان خود منتقل مىساختند، اما با تولد و ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله استراق سمع به كلى قطع شد، و آن ارتباط خبرى از ميان رفت، اين مطلب را خود مشركان نيز مىدانستند، و به فرض كه مشركان هم نمىدانستند، قرآن از آن خبر مىداد. «١»
به همين دليل، قرآن در آيات فوق، به عنوان يك دليل روى آن تكيه كرده است.
و به اين ترتيب، از سه طريق به اين اتهام پاسخ گفته شده است:
عدم تناسب محتواى قرآن با القائات شيطانى، عدم قدرت شياطين بر چنين كار، و ممنوع بودن شياطين از استراق سمع!
***