تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
و اين است كه، ما مىگوئيم: «دين» و «سياست» دو عنصر تفكيك ناپذير است، اگر دين از سياست جدا شود، بازوى اجرائى خود را به كلى از دست مىدهد، و اگر سياست از دين جدا گردد، مبدل به يك عنصر مخرب در مسير منافع خودكامگان مىشود.
اگر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله موفق شد اين آئين آسمانى را با سرعت در جهان گسترش دهد، دليل آن اين بود كه: در اولين فرصت، دست به تأسيس حكومت زد، و از طريق حكومت اسلامى هدفهاى الهى را تعقيب نمود.
بعضى از پيامبران ديگر نيز كه چنين توفيقى يافتند، بهتر موفق به نشر دعوت الهى خود شدند، اما آنها كه در تنگنا قرار گرفتند، و شرائط به آنها اجازه تشكيل حكومت نداد، موفق به كار زيادى نشدند.
***
٢- ابزار حكومت الهى
جالب اين كه: در داستان سليمان و داود عليهما السلام به خوبى مىبينيم: آنها به سرعت آثار شرك و بتپرستى را ريشه كن ساختند، و نظامى الهى بر پا كردند.
نظامى كه ابزار اصليش طبق آيات مورد بحث، علم، دانش و آگاهىها در زمينههاى مختلف بود.
نظامى كه نام «خدا» در سر لوحه همه برنامههايش قرار داشت.
نظامى كه تمام نيروهاى لايق را به كار مىگرفت، حتى از نيروى يك پرنده براى رسيدن به اهدافش استفاده مىكرد.
نظامى كه ديوها را دربند كرده و ظالمان را بر سر جاى خود نشانده بود.
و بالاخره، نظامى كه: هم قدرت نظامى كافى داشت، هم دستگاه اطلاعاتى، و هم افرادى كه در زمينههاى مختلف اقتصادى و توليد، تخصص و آگاهى كافى