تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨
كردند» «كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ». «١»
گرچه آنها تنها «هود» عليه السلام را تكذيب كردند، اما چون دعوت هود دعوت همه پيامبران بود در واقع همه انبياء را تكذيب كرده بودند.
***
بعد از ذكر اين اجمال، به تفصيل پرداخته مىگويد: «در آن هنگام كه برادرشان هود گفت: آيا تقوى پيشه نمىكنيد»؟ «إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لا تَتَّقُونَ».
او در نهايت دلسوزى و مهربانى، همچون يك «برادر» آنها را به توحيد و تقوا دعوت كرد و به همين دليل كلمه «أخ» بر او اطلاق شده.
***
آن گاه افزود: «من براى شما فرستاده امينى هستم» «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ».
سابقه زندگى من در ميان شما گواه اين حقيقت است كه هرگز راه خيانت نپوئيدم و جز حق و صداقت در بساط نداشتم.
***
باز تأكيد مىكند: اكنون كه چنين است و شما هم به خوبى آگاهيد «از خدا بترسيد، پرهيزگارى پيشه كنيد و از من اطاعت نمائيد» كه اطاعتم اطاعت خدا است «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ».
***